‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله،سال نو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله،سال نو. نمایش همه پست‌ها

carpe diem baby

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه در ۲۰:۵۲
به کجا چنین شتابان...؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زین جا...هوس سفر نداری؟
ز غبار این بیابان
همه آرزویم...اما...
چه کنم که بسته پایم...چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان...؟
به هر آن کجا که باشد،به جز این سرا سرایم...


به کجا چنین شتابان؟!88 کجا داری میری؟!میری که چی بشه؟!
مگه 87 رفت چی شد؟!تنها اتفاقی که افتاد این بود که تو اومدی که حالا تو هم می خوای بری

اصلن برو به درک...تو هم برو مثل همه ی اونایی که رفتن
اونا هم بیخودی رفتن،با رفتن اونا هم هیچ چیزی عوض نشد
این چرخش پوچ روزگار داره دیوونه ام میکنه...
همه دارن میرن...انگار فقط این منم که وایسادم...انگار فقط منم که مات و مابهوت به گذر زمان خیره شدم تا یه روز هم نوبت من بشه

چی داری میگی؟!نوبت تو بشه که چی بشه؟!...تو هم مثل 87،مثل همین 88 ای که آفتاب لب بومه و فردا پس فردا میخواد بره

آه...
از آمدنم نبود گردون را سود...واز رفتن من جاه و جلالش نفزود
واز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود...کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

آه...آه که زندگی چه بی معنی و الکیه

هیچ چیزش رو نمیشه جدی گرفت...نه غم و غصه هاش رو،نه شادی هاش رو
نه رفاقت هاش رو...کی فکر میکرد وحید و شهریار......

به چیش میشه دل بست؟!...به عشقش؟!
عشقشم یه جور کشکه...آخ اگه یه روز...یه روز...یه روز...پس کو اون روز
نکنه همون روزیه که من می خوام برم...

خب اینم از عشق...

پول؛تحصیلات،مقام،لذت،شهوت،پلی استیشن،نینتندو،هری پاتر،ناروتو،کافکا،نیچه،برتراند راسل،داروین،صادق هدایت،C،java،oracle،ابراهیم توره،کفر و دین و هر چیزی که به ذهنت برسه همه یه جورایی جز مشتقات کشک به حساب میان

همه خودشون یه روز اومدن و یه روز دیگه میرن...مثل...مثل هر چی...به ما چه؟!
نکته اصلی اینجاس که این همه رفت و آمد برای چیه؟!اصلن اینایی که میان از کجا میان و اونایی که میرن به کجا میرن؟!
اصلن چرا چند تا؟!اگه چند تا،پس چند تا؟!
کی میگه 5 تا 5 تاس؟!چرا 5 تا،7 تا نیست؟!
اصلن از کجا معلوم که تویی که داری این مطلب رو میخونی زایده ی تخیل من نباشی...یا از کجا معلوم که خود منی که دارم این رو می نویسم زایده ی تخیل یکی دیگه نباشم...اصلن از کجا معلوم اون یکی دیگه خودش وجود خارجی داشته باشه!؟اصلن وجود خارجی یعنی چی؟!اگه وجود خارجی یعنی این پس وجود داخلی یعنی چی؟!اصلن وجود خارجی خارج از کجاس و وجود داخلی داخل کجاس؟!اصلن این کجا خودش کجاس؟!...اگه اونجاس پس اونجا خودش کجاس؟!یا اونجایی که اونجا اونجاس کجاس؟!بالاخره باید اونجا به یه جا ختم بشه یا نه...نه؟!

مگه این یه بلاگ متال نیست؟!پس این حرف ها چه ربطی به اینجا داره؟!...یعنی چی...ربط داره دیگه...
اینا همه رو دارم میگم تا برسم به یه نکته...پس فعلن گوش کن

کجا بودیم؟!...آها...اونجا...اونجا کجاس؟!ولش کن،مهم نیست...
یادم رفت چی می خواستم بگم،پس یه دفعه میرم سر اصل مطلب

زیباترین چیزهای دنیا یا دروغ،یا افسانه یا رویا هستن...

حالا این رویاها خودشون مستلزم وجود یه سری پیش نیازها هستن

به قول مرلین منسون(البته خود مرلین این تراک رو کاور کرده) :

رویاهای شیرین ما از این چیزایی که میگم تشکیل میشن
من کی هستم که بگم اینطور نیست(یا بهتره گفت کی میتونه بگه اینطور نیست)
خودت یه سفر 7 دریا و دنیا رو بگرد تا خودت متوجه بشی
هر کسی داره دنبال یه چیز میگرده

بعضی ها میخوان از تو استفاده کنن
بعضی دیگه میخوان تو ازشون استفاده کنی
بعضی ها هم میخوان از تو سوءاستفاده کنن
بعضی ها هم منتظرن که ازشون سوءاستفاده بشه

من هم میخوام از تو استفاده کنم
من میخوام از تو سوءاستفاده کنم
من میخوام ببینم تو،تو وجودت چه چیز بدرد بخوری داری!

اینها رویاهای ما هستن
رویاهایی که دنیامون رو باهاشون میسازیم
و این دنیای ماست...دنیایی سراسر سوال و تکرار

دنیای ما شبیه یه جا سیگاریه
و ما همه مثل یه سیگار توش میسوزیم و خاکستر میشیم
هرچی بیشتر گریه کنی و دست و پا بزنی فقط دنیا رو به کام خودت تلختر کردی و باعث میشی خاکسترت به گل تبدیل بشه و بیشتر توش فرو بری

روزهای سپری شده تو این دنیا ارزش شمردن رو ندارن،مجموع این روزها یا همون سال هم از این قائده مستثنا نیست
پس خیلی بی معنی به نظر میرسه که آدم بخواد فرارسیدن این نمادهای بی معنی رو به کسی تبریک بگه یا بخواد به مناسبتشون جشن بگیره...
ولی طبق همون اصل بالا که میگه دنیا جا سیگاریه و از این حرفا...بهتره که از این نماد ها و هر فرصت دیگه ای به عنوان بهانه ای برای شاد بودن و فراموش کردن هر چند لحظه ای غم و غصه ها استفاده کنیم

پس پیشاپیش سال نو شما مبارک
به امید آزادی V


در آخر هم این همه به روزگار و چرخ و چرخش پوچ و این چیزها گیر دادیم بهتره با یه شعر زیبا از خیام یه دلجویی از جناب چرخ گردون کرده باشیم و این پست رو هم با همین شعر زیبا تموم کنیم

نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و غدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

CARPE DIEM BABY






ترجمه شده برای بلاگر فارسی و توسط مجتبی ستوده | این وبلاگ برای تمامی مرورگرهای موجود بهینه سازی شده است
ایجاد شده با قدرت بلاگر | خوراک مطالب | خوراک نظرات | طراحی شده توسط MB Web Design